درادرا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 2 روز سن داره

درای مامان دنیا و بابامرتضی

روز مادر

سلام گلم دیروز روز مادربود از اینجا دست همه مامانهای گل رو می بوسم.مامانی دیروز اولین باری بود که همه روز مادر رو به من تبریک میگفتن.منم کلی ذوق می کردم.خیلی دوست دارم مامانی.هر روز بیشتر عاشقت می شم.خیلی شیرین شدی فقط دست دستی می کنی.منتظری یکی باهات حرف بزنه تا تو بخندی.از اون درای بداخلاق پیش دیگه خبری نیست. دیروز بابایی برام کادوی روز مادر یه ادکلن خریده بود بوشخیلی خوب بود عکسش رو بعدا میذارم تو سایتت.
12 ارديبهشت 1392

عید تا به امروز

سلام مامانی شرمنده از موقعی که شروع بکار کردم اصلا فرصت نمی کنم وبلاگت رو به روز کنم.انقدر کار دارم که نگو .تو اداره که اصلا وقت نمی کنم سرم رو بخارونم تو خونه ام که ناهار و تمیز کردن خود خونه و غذا دادن به توی فسقلی عوض کردن پوشکت. خلاصه بدجوری سرم شلوغه.شرمنده مامانی انقدر بانمک شدی که نگو.اداهای جدید یاد گرفتی .دست دستی می کنی .موقعی که می خندی با دماغت یک حالت خنده دار به خودت میگیری خیلی بانمک می شی میگم بگیرم بخورمت. دندون در اوردی عزیزم یکی رو 23 فروردین یکی هم که 6 اردیبهشت یعنی دیروز دیدمشون.وقتی می خندی اون مروارید کوچولو تو دهنت خیلی خوشگل دیده می شه.جیگرم. مامانی اگه بخوام از مسافرت بگم،عید امسال می خواستیم ی راست بریم شم...
8 ارديبهشت 1392
1